بهترین مطالب روز اینترنت ، ایران و جهان

اللهم عجل لولیك الفجر و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

12189 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیگیری آزادی امام موسی صدر

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی از دستگاه دیپلماسی كشور خواست تا آزادی امام موسی صدر را به صورت جدی پیگیری كند.

سید مصطفی تقوی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، به انتشار خبرهایی مبنی بر زنده بودن امام موسی صدر اشاره كرد و این خبر را باعث خوشحالی شیعیان و در كل تمام مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان توصیف كرد.

وی امام موسی صدر را یكی از علماء تاثیرگذار در عالم تشییع و جهان اسلام دانست و حضور وی در جهان اسلام را موثر عنوان كرد.

این فعال دانشجویی همچنین از دستگاه دیپلماسی كشور خواست تا آزادی امام موسی صدر را به صورت جدی پیگیری كند و بر لزوم برخورد با سفیر لیبی در تهران تاكید كرد.


به گزارش فارس، امام موسی صدر، در سوم شهریور 1357 در آخرین مرحله از سفرهای دوره‌ای خود به كشورهای عربی و تلاش برای پایان دادن به جنگ داخلی لبنان و جلوگیری از تجاوزات اسرائیل، طی دعوت رسمی معمر قذافی به لیبی رفت و در روز نهم شهریور در آن كشور ناپدید شد.

معمر قذافی رئیس جمهور لیبی اذعان می‌كند كه قرار ملاقات وی با موسی صدر برای روز 31 اوت 1978 تعیین شده بوده ولی امام با تغییر ناگهانی تصمیم خود و بدون اطلاع قذافی، لیبی را به قصد رم ترك كرده است. دولت ایتالیا وجود چمدان و پاسپورت امام موسی صدر و 2 همراه دیگرش شیخ محمد یعقوب و سیدعباس بدرالدین در یكی از هتل‌های رم را تأیید می‌كند.

دلایل زیادی تاكنون ارائه شده كه امام موسی صدر زنده است و در اسارت معمر قذافی است. برخی از این دلایل عبارتند از اظهارات چند تن از زندانیان ابوسلیم طرابلس كه با امام موسی صدر دیدار و با وی صحبت كرده‌اند، حكم دادگاه عالی لبنان مبنی بر دستگیری معمر قذافی و 16 تن از مقامات لیبیایی، گزارش كمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران مبنی بر زنده بودن ایشان و حضور ایشان در لبنان و اعتراف معمر قذافی به دیدار با موسی صدر. دیگر دلایل زنده بودن و حضور امام موسی صدر در لبنان كه توسط استاد احمد اسماعیل (از یاران نزدیك موسی صدر) نقل شده عبارتند از "رؤیت امام توسط یك افسر فرانسوی زندانی در لیبی "، "رؤیت امام در نزدیكی مرز چاد توسط یك تبعه گینه "، "رؤیت امام توسط برخی اتباع مصری در لیبی "، "رؤیت امام توسط یك تكنسین لبنانی شاغل در لیبی به هنگام تعمیر تاسیسات برقی زندان "، "درمان امام در لیبی توسط پزشكی هندی "، "پیام عرفات مبنی بر رؤیت امام توسط یك فلسطینی در لیبی. "

کشف زندان مخوف زیرزمینی قذافی +عکس

یکی از زندان‌های مخفی رژیم دیکتاتور لیبی در شهر بنغازی به دست مردم کشف و ابعاد جنایات مزدوران قذافی علیه مردم آشکار شد.

به گزارش فرارو به نقل از فلسطین الیوم، ‌یکی از زندان‌های مخفی رژیم معمر قذافی رهبر لیبی که در پادگان یگان الفضیل بو عمرو قرار داشت، به دست نیروهای مردمی در شهر بنغازی کشف شد.

این زندان مخفی که تا پیش از آن کسی از آن اطلاع نداشت و برای شکنجه مخالفان دولت استفاده می‌شده است، دو در آهنی به ضخامت 30سانتیمتر دارد و شکنجه‌های آن بسیار شدیدتر از زندان ابوغریب آمریکا در عراق بوده است.

بر اساس این گزارش این زندان اتاق‌های بسیار کوچکی داشته که حتی یک نفر نمی‌تواند در آن بخوابد، این زندان فاقد حمام بوده و کسی که در آن نگهداری می‌شده به علت تاریکی ممتد هوا و عدم وجود روزنه‌ای به بیرون روز را از شب تشخیص نمی‌داده است.


کشف زندان مخوف زیرزمینی قذافی (تصویری) www.taknaz.ir

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

نقد و بررسی سریال فرار از زندان

همانطور که میدانید داستان فیلم مربوط به دو برادر است که یکی از آنها(لینکلن باروز) به دلیل قتل برادر معاون رییس جمهور که البته تهمت و صحنه سازی بوده است به اعدام محکوم شده و برادر کوچکتر او(مایکل اسکوفیلد) با یک دزدیه ساختگی به همان زندانی که برادرش یعنی "لینکلن" در آنجاست برده میشود ...

و اما نقد سریال:

این دو برادر در زندانی هستند که از قضا نام رییس زندان "پاپ" است و ما در اینجا متوجه میشویم که این زندان یک زندان معمولی نیست و در واقع زندان دینی است.پس هرکسی که به دینی اعتقاد دارد در واقع در زندان به سر میبرد و باید از این زندان فرار کند و رها شود و به گفته ی این فیلم تنها کسی که میتواند مردم را از این زندان نجات دهد "مایکل اسکوفیلد" است که در واقع "نماد مکتب فراماسون" است.چرا میگوییم مایکل نماد فراماسون است؟   کلمه ی ماسون یعنی بنّا و فراماسون یعنی بنّای آزاد

و در این فیلم "مایکل" به طور اتفاقی مهندس سازه است که میخواهد برادرش را که فردی مذهبیست را نجات دهد و آزاد کند.نام برادر او لینکلن است که بازهم به طور اتفاقی هم نام رییس جمهور سابق و مردمی آمریکاست که عکس این شخص یعنی "ابراهام لینکلن" را امروزه روی پولهای کشور آمریکا میبینیم.در واقع "لینکلن باروز" نماد مردم آمریکاست که اتفاقا انسانهای مذهبی هستن و تنها راه نجات آنها از نابودی، قرار گرفتن در مسیر فراماسونها و اطاعت بی چون و چرا از آنهاست.مثلا در جایی ازاین سریال در فصل چهارم میبینیم که وقتی لینکلن از برادرش جدا میشود تا مرز نابود شدن پیش میرود و بازهم این مایکل است که او را از مرگ حتمی نجات میدهد.

...........................................................................................................................................

خوب حال به بررسیه دیگر شخصیتهای این سریال میپردازیم:

تئودور بگول:یک انسان مرتبه ی پایین جامعه ی آمریکاست است که از معدود فراری های گناه کار این سریال است.

راز زنده ماندن و بقای "بگول" بلد بودن "معامله" است که با استفاده از آن میتواند بدون اسکوفیلد به آزادی ادامه دهد و خود را نجات بدهد که البته این آزادی موقتیست و تنها کسی از فراریها که دوباره به زندان برمیگردد بگول است.

بلیک(معاون رییس زندان):معاون پاپ که اتفاقا ازدواج نکرده و بر خلاف پاپ که انسانی خوش قلب است ،بسیار سختگیر است که در واقع نماد "کشیش هاست" و مانع بزرگ فرار اسکوفیلد و دوستانش از زندان است(زندان دینی) و در اکثر لحظات انسانی بازنده و آشفته است که در فصل چهارم با آمدن در مسیر مایکل و فدا کردن خود در راه او به آرامش میرسد و لحظه ای که او را در تابوت میبینیم،احساس میکنیم لبخند میزند و از اینکه به راه مایکل(مکتب فراماسون) آمده و در این راه کشته شده احساس رضایت دارد.

سوکره:هم سلولی و دوست با وفای مایکل که نقش یک "مکزیکی خوب" را بر عهده دارد وچندین بار هم جان مایکل را نجات میدهد.او هم در ابتدا فردی مذهبی است ولی با آمدن در راه مایکل از مذهب دور میشود و اوهم در آخر نجات میابد.

آبروتزی:یکی از زندانی ها واز کسانی که به همراه مایکل از زندان فرار میکند و همچنین شخصیتی دوست داشتنی است.

او که یک گناهکار و رییس باند مافیایی است و به جرم قتل به زندان افتاده در قسمتی از فصل یک متحول میشود و به دین روی میاورد،به طوری که حتی به اسم خدا میکشد و تمام کارها را برای خدا میکند.نکته ی جالب اینجاست که او اولین فراری ایست که کشته میشود و مرگ پایان کار اوست.

 کلرمن:یک قاتل به تمام معنا که کارمند سرویس مخفی است و همچنین به نوعی عاشق معاون رییس جمهور است و به خاطر او به راحتی آدم میکشد و همه کار میکند تا لینک و مایکل را دستگیر کند و زمانی که معاون و دوستانش به او خیانت میکنند او به کمک مایکل میرود و در آخر هم اوست که با کمک افرادی از سازمان ملل موجبات آزادی کامل مایکل و دوستانش را فراهم میکند.

ماهون:یک مامور بسیار باهوش که با مهارت و زیرکی نقشه های مایکل را متوجه میشود اما مایکل هر بار از دست او فرار میکند.او فردی آشفته ومعتاد است که از داشتن نقشه عاجز است و اگر مایکل را به دو بخش "هوش" و "داشتن نقشه" تقسیم کنیم(مایکل همیشه راه یا نقشه ای برای حل مشکلات دارد) او نیمه ی باهوش و "پاتوشیک" نیمه ی "دارای نقشه ی" مایکل است.او هم در فصل 3 به سمت مایکل میرود و کمکهای زیادی هم به او میکند.

سارا:سارا نماد سرزمین و عقیده ی امریکاست که توسط فرهنگ و تفکر فراماسون تصرف شده و در آخر نیز از این عقیده بچه دار میشود.

...........................................................................................................................................

نقدی مختصر بر فصلها:

فصل 1:این فصل همانگونه که گفتم بیشتر ترویج فراماسون و دین گریزی بود.

در بخشی مایکل و سوکره به زیر زندان رفته اند و مایکل برای شکستن دیوار از عکس شیطان و انداختن تصویر عکس بوسیله ی نور روی دیوار استفاده میکند و در واقع شیطان به آنها برای فرار از زندان کمک میکند. 

فصل 2:

در جایی از این فصل مایکل که از دست ماهون به ستوه آمده و از لو رفتن نقشه هایش خسته شده به کلیسا پناه میبرد و به کشیش میگوید که برای اولین بار است که اعتراف میکند و از کشیش کمک میخواهد.این کار او هیچ پیامد و فایده ای برای او ندارد و باز هم ماهون به نقشه ی او پی میبرد و او به این نتیجه میرسد که کسی بهتر از خودش نمیتواند کمکش کند.

فصل3:این فصل فصلی سیاسی است.

در ابتدای این فصل باید توضیح اندکی راجع به "زن در ادبیات نمایشی" داد.زن در ادبیات نمایشی به معنای "سرزمین و عقیده" است و وقتی کسی از آمریکا(لینکلن) به زنی از پاناما علاقه مند میشود در واقع خواستار تصرف سرزمین و عقیده ی پاناماست.

در این فصل پاناما نماد کشورهای عقب افتاده است و زندان سونا،همان زندان مذهبیست که مردم این سرزمینها در آن اسیرند.

تنها پانامایی که همراه مایکل از این زندان فرار میکند،جوانیست که عاشق آمریکایی هاست و مایکل برای این جوان بیگناه آزادی را به ارمغان میآورد و هدیه میدهد.

 "بگول" که یک فرد مرتبه ی پایین و ضد قهرمان در آمریکاست، در پاناما به یک ناجی و قهرمان تبدیل میشود که تمام زندانی ها را از زندان آزاد میکند.

  یک راحبه که نماد دین و همچنین سرزمین و عقیده ی پاناماست آغوش خود را به روی بگول(در واقع آمریکا)میگشاید و به تصرف شدن پاناما توسط آمریکا ابراز علاقه میکند.

فصل 4:

 این فصل هم فصلی سیاسی وهم فلسفی است.مثلا در جایی از این فصل کشورهای دیگر بدست  آوردن علم و تکنو لوژی را تنها برای جنگ میخواهند.

همچنین در این فصل لینکلن از مایکل جدا میشود و تا مرز نابودی پیش میرود و این مایکل است که جان او را نجات میدهد.

در آخر فیلم مایکل میمیرد و سارا به خاطر علاقه اش به مایکل نام فرزندشان را هم "مایکل" میگذارد و اینگونه است که راه و مکتب مایکل زنده می ماند.

...........................................................................................................................................

چند جمله ی شاخص در این فیلم بارها تکرار شد که به برخی اشاره میکنیم:

-"هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست": برای از بین بردن اعتماد بیننده به همه به غیر از مایکل(فراماسونها)

-"به من ایمان داشته باش": این جمله رو بارها از مایکل شنیدیم و در واقع اعتماد بدون چون و چرا رو میخواد و پیروی با چشم بسته از فراماسونها.


منبع : 4film

درباره وبلاگ

و‌إِن یَكادُ الّذینَ كَفَروا لَیُزلِقونَكَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِكرٌ لِلعَـلَمین
مدیر وبلاگ : سعید

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • فعالیت وبلاگ را در چه حد می بینید؟










نویسندگان

مترجم سایت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic