بهترین مطالب روز اینترنت ، ایران و جهان

اللهم عجل لولیك الفجر و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

12189 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قاتل دکتر سرابی اعدام ‌شد

به گزارش خبرنگار مهر، حکم اعدام سجاد کریمی که به اتهام قتل دکتر سرابی به عنوان مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام در ملا عام محکوم شده بود ساعت 5:58 دقیقه بامداد سه شنبه با حضور مردم، امیرآبادی رئیس دادسرای ویژه جنایی، سرهنگ محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران و سرهنگ خانچرلی معاون پیشگیری ناجا اجرا شد.

به گزارش مهر، دکتر غلامرضا سرابی متخصص قلب و عروق شامگاه 31 شهریور سال 89 مقابل خانه‌اش با شلیک دو گلوله مورد هدف قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان امام حسین(ع) درگذشت.

انفجار 3 خط لوله انتقال گاز در قم

انفجار 3 خط لوله انتقال گاز در قم

مهر :
به‌ دنبال انفجار 3 خط لوله 56 اینچی انتقال گاز طبیعی ایران در استان قم ، تحقیقات برای مشخص شدن علت این حادثه آغاز شد.
بامداد3 رشته خط لوله 56 اینچی انتقال گاز طبیعی ایران در استان قم به دلایل نامشخصی منفجر شد. مسئولیت اصلی این خطوط لوله، انتقال گاز طبیعی از پالایشگاه‌های جنوب کشور به استان‌های شمال و شمال غربی ایران بود. این انفجار در 74 کیلومتری جاده دلیجان به قم به وقوع پیوست و مسئولان شرکت ملی گاز در نخستین اقدام شروع به تخلیه گاز طبیعی از خطوط لوله کردند.

سخنگوی شرکت ملی گاز ایران با اشاره به تامین گاز مشترکان خانگی و صنایع به‌رغم این انفجار، گفت: تا مشخص شدن نتایج بررسی گروهای کارشناسی نمی‌توان اظهارنظری درخصوص دلیل این حادثه گازی مطرح کرد. به گفته وی، با وجود وقوع این حادثه، هیچ‌گونه افت و یا قطعی گاز در سطح شبکه سراسری حاصل نشده است.

براساس این گزارش ، بهمن ماه سال گذشته نیز در 25 کیلومتری شمال منطقه سلفچگان استان قم، 3 خط لوله انتقال گاز منفجر شده بود که باعث لرزش شهر قم و قرمز شدن بخش وسیعی از آسمان این شهر شده بود. در همین حال نماینده مردم محلات و دلیجان با خرابکارانه خواندن انفجار بامداد دیروز، از احتمال ارتباط این اقدام خرابکارانه با انفجار بهمن ماه گذشته خبر داد و در گفت‌وگو با خبرنگار خانه ملت گفت: احتمال اینکه انفجار جمعه در ارتباط با انفجار قبلی باشد و هردو انفجار از سوی یک گروه خرابکار انجام شده باشد، به‌طور قوی وجود دارد و کارشناسان امنیتی کشور در حال پیگیری این مسئله هستند.

وی افزود : محل انفجار بامداد جمعه، حدود 100 کیلومتر با محل انفجار قبلی فاصله دارد که خوشبختانه این انفجار تلفات جانی در پی نداشته است و در این حادثه فقط چند نفر از افرادی که برای جلوگیری از سرایت آتش سوزی و خاموش کردن آتش در محل حاضر شده بودند دچار جراحت جزئی شده‌اند.

ملاقات مادر و پسر بعد از 30 سال

                                                      ملاقات مادر و پسر  بعد از 30 سال
گروه حوادث:
زن میانسال که به‌مدت 30 سال از پسرش دور شده بود، عصر یکشنبه بعد از سال‌ها دوری، فرزندش را در آغوش کشید.

مدتی قبل جوان 30ساله‌ای برای زیارت به مشهد رفته بود و وقتی در حال گریه کردن دعا می‌کرد بعد از 30 سال جدایی بتواند به مادرش برسد، صدای ناله و گریه‌های او به گوش مردی که در نزدیکی وی بود رسید.این مرد شروع به گفت‌وگو با پسر جوان کرد و به او گفت برای پیدا کردن ردی از مادرش باید به چند اداره و سازمان مراجعه کند.

با تلاش‌ و کمک‌های مرد غریبه، جوان 30 ساله بعد از مدتی توانست ردی از مادرش پیدا کند و به این ترتیب بعد از 30 سال جدایی خود را در یک قدمی او دید و قرار شد عصر 24 بهمن، دیدار پر شور مادر و فرزند بعد از 30 سال در یک مجتمع مسکونی در خیابان شریعتی تهران رقم بخورد.

لحظه دیدار

ساعت 3 بعدازظهر است و مادر پسر جوان در اتاقکی روی صندلی نشسته و ثانیه‌ها را برای دیدن پسرش می‌شمارد؛ گویی ضربان قلبش با تیک تاک ساعت همصدا شده بود. مادر، کاغذی که نشانه‌ای از شناسنامه پسرش است و عکس شوهرش را نیز به همراه دارد. او می‌گوید که پسرش باید شبیه پدرش باشد چرا که او از دوران نوزادی شباهت بسیاری به پدرش داشته است.
در اتاق باز می‌شود و همه نگاه‌ها به سوی پسر جوان جلب می‌شود. مادر با پاهایی لرزان به سمت پسر جوان می‌رود و به این ترتیب آنها بعد از 30 سال جدایی، همدیگر را در آغوش می‌کشند.

زن با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: شوهرم نیز از فرزندم بی‌خبر بود ولی هیچ کاری نکرد و دست روی دست گذاشت تا این جدایی به 30 سال رسید. دیگر نمی‌خواهم گریه کنم چرا که به آرزویم رسید‌ه‌ام و تنها می‌خواهم به زندگی ‌لبخند بزنم و این دوران را جبران کنم چراکه این هدیه‌ و لطف‌الهی بود که این انتظار به پایان رسید. به گزارش خبرگزاری فارس، بعد از تولد این پسر جوان، مادربزرگ وی به خاطر اختلافاتی که با عروسش داشت، وی را از مادرش جدا کرده و به خانواده دیگری داده بود.

مردم و مسئولان برای محاکمه سران فتنه صبر کنند

همشهری آنلاین: رئیس قوه قضائیه با تشکر از نمایندگان مجلس، مسئولان و مردم برای دفاع از ارزشهای اسلامی گفت: باید مصلحت نظام را در نظر گرفته و برای محاکمه سران فتنه صبر پیشه کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله صادق آملی لاریجانی صبح پنجشنبه در همایش قضات دادگستری استان تهران با اشاره به خیزش عظیم جهان اسلام در خاورمیانه گفت: جریانهای بسیار تند و به معنای غافلگیرکننده در کشورهای اسلامی به وقوع پیوسته است که منجر به حرکت عظیم مردم مصر، تونس، یمن و الجزایر شده که نوید یک تحول اساسی و انسانی را در خاورمیانه می دهد.

وی به انقلاب اسلامی ایران در 32 سال قبل اشاره کرد و افزود: در 32 سال قبل کشور ما با حرکت طوفانی به پا خواست و مردم برای آزادی و استقلال و اجرای ارزشهای الهی و احیای ارزشهای والای انسانی انقلاب کردند و ارزش این انقلاب در آن زمان برای بسیاری از کشورهای اسلامی مخفی ماند.

لاریجانی افزود: در طول این 32 سال انقلاب ایران جریانهای مختلفی را پشت سر گذاشت ولی پایبندی به آرمانهای انقلاب و نصیحتها و هوشیاری امام راحل مبنی بر تاکید بر ارزشهای اسلامی و انسانی تمامی نقشه های دشمنان را بر ملا کرد و امروز نیز شاهد آن هستیم که تمامی ارزشهای انقلاب اسلامی در حرکتهای انقلابی مردم و در شعار انقلابیون در مصر و تونس و کشورهای عربی پدیدار است همانطور که مردم مصر با دست خالی دیکتاتوری را به پایین کشیدند و این همانند انقلاب اسلامی ایران است.

وی اظهار داشت: در مقابل حرکتهای انقلاب اسلامی ایران دشمنان اسلام هم ساکت ننشستند و طراحیهای فراوانی انجام دادند جامعه شناسان و سیاستمداران با ادعاهای واهی تهمتهای نادرستی را به نظام نسبت دادند و افرادی را با تابلوهای اندیشمند و روشنفکر برانگیختند و ایده های خاصی را که به فروپاشی تفکر عظیم اسلامی که برخاسته از طبیعت انسانی بود مطرح کردند.

رئیس دستگاه قضا افزود: تبلیغ اندیشه سکولاریسم در جهان اسلام جدید نیست ولی اصرار آن به این شکل در دهه های اخیر قابل تامل است.

لاریجانی افزود: دفاع از این مسئله که نحوه اداره کشورها و حکومتها و حیات اقتصادی و فرهنگی باید از دین جدا شود در حرکتهای انقلاب مخملی و ایده های سکولاریسم به چشم می خورد. آنها می خواهند دین را به عقب برانند و تنها در رابطه فردی انسان و خدا لحاظ کنند و در بخش عمومی دین را جدا کنند. همچنین نویسندگان عرب زبان هم به پشتوانه غربیها کتابهای متعددی در این باب نوشتند تا رابطه دیانت و صیانت را قطع کنند.

وی با اشاره به هوشیاری جهان اسلام در شناخت سکولاریسم گفت: خوشبختانه مسلمانان در کشورهای عربی با توجه به ایده پردازی سکولاریسم آنقدر هوشیار بودند که در تعامل دین و سیاست ثابت قدم شدند و انقلاب امروز مردم مصر و تونس از این باب است.

رئیس قوه قضائیه در ادامه سخنان خود با اشاره به حوادث روز 25 بهمن در کشور گفت: سران فتنه با اطلاعیه پراکنی و همراهی با کشورهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی که دستشان به خون افراد بیگناه آغشته است باز هم دست به فتنه زدند در حالیکه باید بدانند که در میان ملت دیگر جایی ندارند.

وی افزود: آیا به راستی آنها نمی دانستند که از چه کسانی حمایت می کنند. در حالیکه قوه قضائیه به حکم وظیفه مسلما با فتنه گران برخورد می کند و این برخورد به صورت عادلانه انجام می شود.

آیت الله آملی لاریجانی اظهار داشت: دستگاه قضا دیگر اجازه نمی دهد که سران فتنه با حق کشی و اعلام موفقیت اقدامات خود چهره و هدفهای خود را در بوق رسانه های غربی کنند و خود را قهرمان نشان دهند.

وی با تشکر از احساسات مردم و نمایندگان مجلس و روحانیون و خواص اظهار داشت: از تمامی مردم می خواهیم اجازه دهند تا دستگاه قضا در چارچوب قانون و بر اساس مصلحت نظام به حوادث اخیر و پرونده سران فتنه رسیدگی کند که البته در این مورد کوتاهی هم نمی کند.

لاریجانی اظهار داشت: دستگاه قضا راه را بر اطلاعیه پراکنی آنها خواهد بست و اجازه نمی دهد آنها از صبر و تحمل نظام اسلامی سوء استفاده کنند و امیدواریم که مردم شریف ایران با صبر و تحمل ما را همراهی کنند.

یك دختر فراری 16 ساله : اگر به خانه برگردم باز هم فرار می‌كنم!

جرمش فرار از خانه است. می‌گویند بار اولش نیست و در خانه بند نمی‌شود. نوشین 16 سال دارد و از خانواده‌اش بیزار است. او گفته اگربار دیگر او را به خانه بفرستند باز هم فرار می‌كند.

نوشین در مورد زندگی و خانواده‌اش این‌طور توضیح می‌دهد: پدرم كه فوت كرد مادرم ازدواج كرد. شوهرش من و خواهرم را دوست نداشت و می‌گفت به شرطی با مادرم ازدواج می‌كند كه او ما را همراه خودش نبرد. مادرم هم ما را به مادربزرگ سپرد و گاهی به ما سر می‌زد. او از زندگی‌اش راضی بود ما هم راضی بودیم.

من از شوهر مادرم بدم می‌آمد نمی‌دانم چرا. به من بدی هم نكرده بود اما از این‌كه با او زندگی كنم متنفر بودم دلم نمی‌خواست كسی جای پدرم باشد. پنجم دبستان بودم كه مادر بزرگ مرد. من و خواهرم كه یكسال از من كوچك‌تر بود تنها شدیم. مادرم شوهرش را راضی كرد تا ما درخانه او بمانیم. این‌بار من بودم كه قبول نمی‌كردم.

اصرار‌های مادرم بی‌فایده بود. به او گفتم در خانه مادربزرگ می‌مانم و هرگز به خانه‌اش نمی‌روم. دایی حسن مرد خوبی بود، او مجرد بود و هنوز ازدواج نكرده بود. به مادرم گفت كه از ما مراقبت می‌كند و لازم نیست كه مادرم نگران ما باشد.

2 سال هم با دایی حسن زندگی كردیم. مادرم در هفته چند بار غذا درست می‌كرد و می‌آمد به ما سر می‌زد و می‌رفت. او از شوهرش بچه‌دار شده بود و كمتر می‌توانست به كارهای ما رسیدگی كند. به هر حال من به این زندگی عادت داشتم. 2 سال بعد دایی حسن هم ازدواج كرد. مادرم دیگر اجازه نمی‌داد كه ما در خانه مادربزرگ تنها بمانیم. می‌گفت این خانه ورثه دارد و آنها می‌خواهند خانه را بفروشند و او هم نمی‌تواند مانعشان شود.

نوشین وقتی زندگی‌اش را با ناپدری شروع كرد كه مادرش از او بچه داشت: «مجبور شدیم به خانه ناپدری برویم. من از آن مرد بدم می‌آمد و فكر می‌كردم حق ندارد جای پدرم را در خانه ما بگیرد. اما او این كار را كرده بود. او و مادرم در خانه‌ای كه از پدرم برای من و خواهرم به ارث مانده بود زندگی می‌كردند و هر رفتاری كه دلش می‌خواست با ما می‌كرد. مرد بداخلاقی بود و فكر می‌كرد ما نوكر او هستیم و چون به قول خودش نان خور اضافه هستیم باید با ما بدرفتاری كند.

نتوانستم دیگر تحملش كنم. از خانه فرار كردم. نمی‌دانستم به كجا می‌روم و چه می‌كنم. فقط داشتم در خیابان می‌دویدم. برای چه و به كجا نمی‌دانستم. 3 روز در خیابان ماندم تا این‌كه پلیس دستگیرم كرد به جای آدرس و شماره تلفن مادرم شماره دایی حسن را دادم و از او خواستم كه به دنبالم بیاید.

دایی حسن آن شب آمد و مرا به خانه خودش برد. با این‌كه به من می‌گفت بیا با ما زندگی كن اما او همسر داشت و من نمی‌توانستم این پیشنهاد را قبول كنم. بعد از چند روز مادرم آمد و من را با خود برد.

ناپدری این‌بار غرغرهایش را بیشتر كرد. هر چه دلش می‌خواست به من می‌گفت و مادرم هم به من می‌گفت بهتر است سكوت كنم و چیزی نگویم. می‌گفت نان شما را می‌دهد.

تا این‌كه یك روز فحشی به من داد كه پدرم را مورد خطاب قرار می‌داد. دیگر نتوانستم تحمل كنم و گفتم باید از خانه پدرم بیرون بروی و قبول نمی‌كنم كه در خانه او باشی و این‌طور به پدرم فحش دهی. او كتكم زد و باز هم این من بودم كه از خانه فرار كردم. حدود یك‌ماه آواره خیابان بودم تا این‌كه دوباره دایی حسن مرا پیدا كرد و گفت كه باید هر طورشده به خانه برگردم. وقتی دید راضی نیستم به خانه او بروم از من خواست در خانه مادرم بمانم.»

نوشین در مورد این‌كه چرا دوست نداشت با دایی‌اش زندگی كند می‌گوید: می‌دانستم كه همسر او هم خسته می‌شود و بالاخره یك روز آنها سر من دعوا می‌كنند. بهتر بود كه به آنجا نروم.

بار دوم كه به خانه برگشتم دیگر ناپدری از من بیشتر بدش می‌آمد و من هم حاضر نبودم او را تحمل كنم. مادرم می‌گفت كه قرار است خانه‌ای بگیرند و از خانه پدری من بروند. من خیلی خوشحال بودم چون می‌توانستم با نگار خواهرم در خانه پدری زندگی كنم. اما قبل از این اتفاق دوباره با ناپدری دعوا كردم و از او خواستم پول تمام این سال‌هایی كه در خانه پدرم بوده است را بدهد. او به من می‌گفت نانت را دادم. این حرف برایم خیلی سنگین بود من دوباره از خانه فرار كردم و این‌بار وقتی پلیس با مادرم تماس گرفت گفتم در حالی حاضرم برگردم كه دیگر ناپدری در آن خانه نباشد.

اگر باز هم مرا به خانه‌ای برگردانند كه ناپدری‌ام در آن باشد دوباره فرار می‌كنم و آنقدر این كار را تكرار می‌كنم تا به سن قانونی برسم و بتوانم خانه پدری‌ام را از او پس بگیرم و با خواهرم در آنجا راحت زندگی كنم.

درباره وبلاگ

و‌إِن یَكادُ الّذینَ كَفَروا لَیُزلِقونَكَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِكرٌ لِلعَـلَمین
مدیر وبلاگ : سعید

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • فعالیت وبلاگ را در چه حد می بینید؟










نویسندگان

مترجم سایت

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic