تبلیغات
بهترین مطالب روز اینترنت ، ایران و جهان - زندگی نامه مهدی اخوان ثالث
بهترین مطالب روز اینترنت ، ایران و جهان

اللهم عجل لولیك الفجر و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

12189 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زندگی نامه مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث ( م - امید ) ، فرزند علی ، در سال 1307 هجری شمسی در شهر مشهد قدم به عرصه ی هستی نهاد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رسانید و فارغ التحصیل هنرستان صنعتی شد. اخوان از سال 1323 کار شاعری را شروع كرد و به سرودن شعر پرداخت و بر اثر تشویق و راهنمایی های استاد مدرسه اش پرویز كاویان شوق و اشتیاق بیشتری به شعر پیدا كرد. امید تا بیست سالگی در زادگاه خود به سر برد و در سال 1323 به تهران عزیمت كرد و در این شهر رحل اقامت افكند و به شغل آموزگاری پرداخت. اخوان چند ماهی نیز به دلیل فعالیت سیاسی علیه دستگاه حكومت پهلوی به زندان افتاد. او در دوران حیات خود ، فعالیت گسترده ای با مطبوعات ، رادیو و تلویزیون داشته و در سال های آخر عمر خود به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های تهران ، تربیت معلم و شهید بهشتی به تدریس اشتغال داشته است. اخوان ثالث در سرودن شعر به سبك كلاسیك و نو ، طبع آزمایی كرد و آثاری چند از خود به یادگار نهاد. او سرانجام در روز یكشنبه 4 شهریور سال 1369 در تهران بدرود حیات گفت.
نام پدرش علی و نام مادرش مریم بود گرایش به هنر موسیقی ، قسمتی از فعالیت های دوران كودكی مهدی اخوان ثالث را تشكیل می داد. او می گوید : « مشكلی كه من داشتم در ابتدای كار پیش از كار شعر ، پدر م مردی بود ـ یادش برایم گرامی ـ كه به قول معروف قدما روی خوش به بچه نمی خواست نشان بدهد ، به پسرش به فرزندش یعنی اخم ها در هم كشیده و از این قبیل و من مانده بودم چه كنم ، پیش از شعر من با موسیقی سرو كار پیدا كرده بودم ، پیش استاد سلیمان روح افزا می رفتم و همچنین با پسرش ساز می زدم ، تار ... من نمی گذاشتم پدر بفهمد كه من با ساز سرو كار دارم ، چون می دانستم تعصبش را. برادرش را وادار كرد كه تار را دور بیندازد و كار نكند و اینها ، تار برادرش را كه عموی من باشد ، من گرفتم و خلاصه اینها ». بدین ترتیب كودكی وی با هنر شعر و موسیقی درآمیخت هرچند پدرش معتقد بود كه « صدای تار همان صدای شیطان است » و او را از نزدیك شدن به موسیقی باز می داشت ،. او در این باره می گوید : « [ پدرم ] گفت : باباجان این كار را دیگه نكن. گفتم چه كاری ؟ گفت همونی كه گفتم . خوب البته فهمیدم چی می گه. بعد گفتم چرا آخه باباجان ، مثلا به چه دلیل ؟ گفت كه دلیلش رو می خوای ؟ گفتم : بله. گفت : این نكبت داره ، صدای شیطان‎ِ ... و از این حرف هایی كه می شد نصیحت كرد ... پدر مهدی اخوان ثالث از مردم یزد بود كه در جوانی به مشهد مهاجرت كرد و در این شهر سكونت اختیار نمود و ازدواج كرد. وی به شغل داروهای گیاهی و سنتی اشتغال ورزید. اخوان به هنگام تولد با یك چشم وارد این جهان شد اما پس از مدتی چشم دیگر او به روی عالم و آدم باز شد، خود او در این باره می گوید: « پدر من عطار - طبیب بود و مادر من هم كارش خانه داری و بعدها هم دعاگویی و نماز و طاعت و زیارت امام رضا و از این قبیل. بعداز مدتی با درمان های پدر و دعاهای مادر و نذر و نیازهایش آن چشم دیگر را هم به دنیا گشودم. خدا به من رحم كرد و الا حالا دنیا را با یك چشم می دیدم. اما حالا با دو چشم می بینم » . این روحیه ی مذهبی در زندگی اخوان همواره تا پایان عمر باقی ماند و همواره اخوان چون یك انسان مذهبی به عالم و آدم نگریست و حیات و هستی را بی مدخلیت آفریدگار یكتا می دانست ». مهدی اخوان ثالث ، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رسانید و فارغ التحصیل هنرستان صنعتی شد. از استادان دوران كودكی مهدی اخوان ثالث در زمینه موسیقی ، سلیمان روح افزا یكی از نوازندگان تار بود. در شعر و شاعری نیز این حركت در منزل مهیا گردید ؛ پدرش از آنجایی كه به شعر علاقه داشت انگیزه ی لازم را در مهدی به وجود آورد ، و در این مسیر معلمش پرویز كاویان جهرمی نیز از او حمایت نمود. چیزی نگذشت سر از « انجمن ادبی خراسان » درآورد و با بزرگان شعر آن روزگار از نزدیك آشنا شد. از استادانی كه او در این انجمن با او آشنا شد ، استاد نصرت ( منشی باشی ) شاعر خراسانی بود كه اخوان ثالث درباره او چنین تعریف می كند « در خراسان وقتی كه تازه به شاعری رو كرده بودم ( سال های 23- 24 ) به یك انجمن ادبی دعوت شدم كه استاد كهنسالی به نام نصرت منشی باشی در صدر آن بود . هر وقت شعر مرا می شنید می پرسید تخلصتان چیست ؟ او واجب می دانست كه هر شاعری تخلصی داشته باشد و من نام دیگری نداشتم ، سرانجام خودش نام امید را به عنوان تخلص بر من نهاد ... » .
اخوان در سال 1329 با ایران ( خدیجه ) اخوان ثالث ، دختر عمویش ازدواج نمود. حاصل این ازدواج سه دختر به نام های لاله ، لولی ، تنسگل و سه پسر به نام های توس ، زردشت و مزدك علی می باشد. از حوادث دلخراش دوره ی زندگی اخوان می توان مرگ دو فرزندش را نام برد. در سال 1342 تنسگل دختر سوم وی هنوز چهار روز از تولدش نگذشته بود فوت كرد و در سال 1353 دختر اولش لاله در رودخانه كرج غرق گردید ، این دو واقعه ضربه ی سختی بر او وارد كرد. از دیگر رویدادهای زندگی مهدی اخوان ثالث ، حوادث پیش از پیروزی انقلاب و قرارگرفتن وی در صف مخالفین رژیم بود. پس از كودتا ی28 مرداد سال 32 ایران چهره ی دیگری به خود گرفت و نظام سیاسی - فرهنگی جامعه ی آن زمان به كلی دگرگون شد. اخوان نیز مانند بسیاری از اهل قلم دستگیر و روانه ی زندان شد. او در این زمان از امضای تعهدنامه جهت آزادی از زندان امتناع كرد و ناگزیر چندماه در زندان ماند ؛ اخوان در شعر « نادر یا اسكندر » لحظه ای تصور می كند كه مادرش به دیدار او می رود و از او می خواهد كه با امضای تعهدنامه از زندان آزاد شود اما اخوان نمی پذیرد : « ... باز می بینم كه پشت میله ها مادرم استاده با چشمان تر ناله اش گم گشته در فریادها گویی از خود پرسد « آیا نیست كر؟ » آخر انگشتی كند چون خامه ای دست دیگر را بسان نامه ای گوید : « بنویس و راحت شو ... » به رمز « تو عجب دیوانه و خودكامه ای » من سری بالا زنم چون ماكیان از پس نوشیدن هر جرعه آب مادرم جنباند از افسوس سر هرچه آن گوید این بیند جواب » پس از آزاد شدن از زندان ، اخوان ثالث تا آخر عمر دیگر هیچ گاه برای حزب و دسته ای خاص فعالیت نكرد و در واقع از كارهای روزمره سیاسی كناره گیری كرد و برای امرار معاش به روزنامه « ایران ما » پیوست . اما طولی نكشید كه در سال 1344 برای دومین بار راهی زندان شد ؛ اما این بار اتهام او سیاسی نبود ، اگرچه اشعارش در این زمان حكایت از مردمی است كه زیر فشار قدرت حاكمه قرار داشتند و او راوی قصه های آنان بود ، اما قصه ای به نام « قصه قصاب كش » یا « قصاب جماعت حاكم و م. امید جماعت محكوم » با عث شد مردی از او شكایت نماید؛ ابراهیم گلستان از دوستان مهدی اخوان چنین تعریف می كند : « ... مردی به دادگستری از دست او شكایت برد ـ دست؟ ـ و چرخ دادگستری آهسته به راه افتاد تا اینكه با تمامی كوشش ها كه این شكایت را بمالانند كار محاكمه ی آخر شروع شد. در دادگاه شاعر به جای یك انكار ، كاری كه آسان میسر بود چون ابراز جرم در این جور موردها كمتر در دادگاه ها نشان دادنی هستند ، بعد از صرف مقدمات مبسوطی ، اهورایش بیامرزاد و مزدشستش ببخشاید ، برخاست حمله برد بر محدودیت های ضد نفش و آزادی ، و همچنین بر انواع مالكیت ها - چیزهایی كه حرفه و درآمد قاضی ها ، موجودیت قضاوت و قانون و دادگاه یك سر ، مطلقا به آنها بستگی دارد ، قاضی اول كوشیده بود كه جدی نگیرد و از خر شیطان او را بیاورد پایین ، اما همان مقدمات صبحگاهی مبسوط كار خود را كرد ، شاعر را وادار كرد ، دور بردارد ، و دور هم برداشت تا حدی كه قاضی عاجز شد. او را محكوم كرد به زندان به حداقل ممكن زندان هر چند مفهوم زندان حداقل برنمی دارد ، قاضی در دست قانون بود ». از آنجایی كه دوست نداشت تا برای هیچ و پوچ زندگی خود را در پشت میله ها سپری نماید ، خود را از نظرها پنهان كرد. با این اتفاق ماندن او در رادیو نیز میسر نبود ، زیرا از نظر قانونی این امر با كار دولتی مغایرت داشت ، از این رو تا مدت ها با نام همسرش برای رادیو نویسندگی می كرد. اما در تابستان 1344 تحملش تمام شد و خود را به زندان قصر معرفی كرد. زندانی شدن اخوان دردسرهای زیادی برای او ایجاد نمود و خانواده اش را در تنگنای مادی قرار داد. مهدی اخوان ثالث در روز یكشنبه 4 شهریور 1369 در بیمارستان مهر تهران بدرود حیات گفت و پیكرش را به مشهد انتقال دادند و در جوار آرامگاه فردوسی در باغ توس به خاك سپردند . وی همچنین به كار صدا برگردانی ( دوبله ) فیلم های مستند در استودیو « گلستان » نیز پرداخت . بنا به قول گلستان در مدت سه - چهار سال روی صداگذاری نزدیك به سیصد فیلم مستند نظارت كرد . به جز آن هم به متن ترجمه ها و روانی گفتارها رسیدگی می كرد ، هم بر نوار اصلی و برگردان به نسخه های فیلم . پس از آنكه كارگاه فیلم گلستان تعطیل شد ، ایرج گرگین رییس برنامه دوم رادیو از اخوان دعوت كرد تا مسئوولیت مستقیم برنامه های ادبی را برعهده گیرد . با توجه به آنكه تجربه لازم را برای این كار نداشت ، اما با موفقیت برنامه ها را اداره كرد . او می گوید : « من آن وقت هفته ای چهار برنامه داشتم ، یك برنامه ادبی داشتم ، یك برنامه كتاب داشتم ، در میزگردهایی هم كه راجع به این جور مسایل بود شركت می كردم . » در سال 1348 از اخوان برای كار تلویزیون آبادان دعوت به عمل آمد . او تا سال 1353 برای تلویزیون آیادان برنامه سازی نمود ، اما حادثه مرگ دخترش لاله ، او را مجبور كرد به تهران بازگردد و از همكاری با تلویزیون آبادان صرفنظرنماید . تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اخوان ثالث كمابیش با برنامه های ادبی در تلویزیون ظاهر می شد ، پس از پیروزی انقلاب برای مدتی در سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ( فرانكلین سابق ) مشغول به كار شد ، اما پس از مدتی استعفا داد و خانه نشین شد . مهدی اخوان ثالث پس از آنكه به تهران آمد به اتفاق احمد خویی و اكبر آذری با سفارش مدیر روزنامه « زندگی » ، در اداره فرهنگ روستایی برای آموزگاری استخدام شد. اداره نیز هر سه نفر آنها را برای تدریس به ورامین فرستاد. تدریس در مدرسه روستایی كریم آباد بهنام سوخته ورامین اولین گام برای ورود به حرفه ی معلمی بود. انتخاب شغل معلمی در آن سالیان با روحیه ی اخوان سازگار بود. یكی دو سال بعد او را به مدرسه كشاورز منتقل كردند و او در آنجا علاوه بر آن كه معلم ادبیات بود ، فقه و آهنگری را نیز به بچه ها یاد می داد. اخوان بعدها به دلایلی از كار تدریس در آموزش و پرورش كناره گیری كرد. او خود علت این امر را برخی تمردها یا رفتن ، نرفتن ها بیان می كند . ادامه فعالیت آموزشی مهدی اخوان ثالث درسال 1356 می باشد . او با دعوت دانشگاه شعر سامانیان و مشرطیت به بعد را تدریس می كرد و در اواخر عمر نیز در دانشگاه های تهران ، تربیت معلم و شهید بهشتی به این كار مشغول بود. اخوان از سال 1323 كار شاعری را شروع كرد و به سرودن شعر پرداخت و بر اثر تشویق و راهنمایی های استاد مدرسه اش پرویز كاویان شوق و اشتیاق بیشتری به شعر پیدا كرد. امید تا بیست سالگی در زادگاه خود به سر برد و در سال 1323 به تهران عزیمت كرد و در این شهر رحل اقامت افكند و به شغل آموزگاری پرداخت. اخوان چند ماهی نیز به دلیل فعالیت سیاسی علیه دستگاه حكومت پهلوی به زندان افتاد. او در دوران حیات خود ، فعالیت گسترده ای با مطبوعات ، رادیو و تلویزیون داشته و در سال های آخر عمر خود به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های تهران ، تربیت معلم و شهید بهشتی به تدریس اشتغال داشته است. اخوان ثالث در سرودن شعر به سبك كلاسیك و نو ، طبع آزمایی كرد و آثاری چند از خود به یادگار نهاد. خوان ثالث تا سال 1323 می كوشد خود را از جمیع جهات فرهنگی ، ادبی ، اجتماعی و سیاسی كامل كند. زندگی او در دوره دوم بیشتر بر مبنای تفكر سیاسی و اجتماعی می گذرد ، اگر چه در این دوره نیز شعر می سراید و می كوشد شعرهایی ماندگار بیافریند ، اما او كه هنوز جوانی پرشور است ، جذب جنبش های سیاسی می شود تا بدین طریق حقانیت و عدالت را در جهان یا حداقل ایران برقرار كند. به هر حال از لحاظ فكری اخوان از بدو ورود به تهران تا سال 1323 دوره ی پرتلاطمی را می گذراند. او با بسیاری از مسایل فكری و جنبش های سیاسی از طریق كتاب ها و روزنامه ها آشنا می شود، در واقع ذهنیت اخوان در آن سال ها با خواندن كتاب ها پرورش می یابد. خودش در ضمن خاطراتش می گفت ، هر ماه كه حقوقش را می گرفت از ورامین به تهران می آمد و چند كتاب می خرید. كتاب هایی با گرایش چپ ، كتاب های كسروی. اخوان در مدت فعالیت آموزشی در آموزش و پرورش مجله این اداره همكاری داشته است مجله ای كه به اعتراف خودش در مدت 17-18 سال آموزگاری ، دبیری و مدیر مدرسه بودن خوشایند نبود ، چون اغلب چیزها یی كه در این مجله به چاپ می رسید ، بخشنامه های اداری بود و یا خبرهای تغییر فلان وزیر. او بعد از سال 1330 علاوه بر تدریس در وزارت آموزش و پرورش با مطبوعات تهران همكاری تنگاتنگی داشت ، بسیاری از نوشته ها و شعرهای او در دروزنامه ها و مجلات ماهانه آن روز وجود دارد. اخوان پس از آن كه كار تدریس در آموزش و پرورش را رها كرد ، به مطبوعات روی آورد. در واقع نوشتن در مطبوعات یگانه راه امرار معاش او بود. نوشته های اخوان كه برای گذراندن زندگی با اسم مستعار چاپ می شد ، غیر از نوشته هایی بود كه در واقع كار دل او بود. در سال 1330 اخوان سرپرستی صفحه ادبی روزنامه جوانان دمكرات را به عهده گرفت و از این طریق با تك تك شاعران جوان آن روز آشنا شد ، شاعرانی چون سیاوش كسرایی ، سایه ، احمد شاملو ، محمد عاصمی و نصرت رحمانی و ... او تا قبل از ازدواج ، با دوست صمیمی اش رضا مرزبان چه در ورامین و چه در تهران در یك خانه زندگی می كرد. از آنجا كه اخوان سری پرشور برای مسایل سیاسی و از جمله حزب دموكرات چپ گرای توده داشته پس از كودتای 1332 مانند بسیاری از اهل قلم دستگیرو روانه ی زندان شد. پس از آزاد شدن از زندان اخوان تا آخر عمر دیگر هیچ گاه برای حزب و دسته ی خاصی فعالیت نكرد و در واقع از كارهای روزمره ی سیاسی كناره گیری كرد و برای امرار معاش به روزنامه « ایران ما » پیوست. مدیر روزنامه ایران ما عامل اصلی آزادی اخوان از زندان بود ، از این رو اخوان در كنار او كوشید تا دیگردست از پا خطا نكند و فقط به غنای بینش ادبی و فرهنگی خود بیفزاید. در این سال ها سرپرستی چند صفحه هنر و ادبیات روزنامه ایران ما به عهده ی او و دوست جوانش حسین رازی بود. بعد ها اخوان به اتفاق همین دوستش نخستین جنگ هنر و ادب امروز را منتشر كرد. پس از شماره دوم جنگ هنر و ادب مجموعه شعر زمستان را در سال 1335 چاپ و منتشر كرد، چاپ این مجموعه خود آغاز حركت جدیدی در عرصه ی فرهنگ و هنر آن روزگار بود. زندگی اخوان در سال های پس از انقلاب بیشتر در خلوت و انزوا گذشت. در خادثه ی مهمی كه در زندگی او اتفاق افتاد نه شعر خارق العاده ای سروده شد. بلكه مهمترین رویداد فرهنگی ، سفر او به خارج از ایران بود. اخوان كه در تمام طول زندگیش حتما برای یك بار نیز به خارج سفر نكرده بود در سال پایانی عمر خود از طرف خانه فرهنگ معاصر آلمان دعوت شد. در این سفر وی به فرانسه ، انگلیس ، آلمان ، دانمارك ، سوئد و نروژ رفت. شعر خواند و از سوی فرهنگ دوستان ایرانی مورد استقبال قرار گرفت. سفر اخوان در سال 1369 به اروپا زمینه را برای تجدید دیدار با دوستان قدیمی فراهم كرد ، در این دیدار ، ابراهیم گلستان ، رضا مرزبان ، اسماعیل خویی و چند تن دیگر از دوستان صمیمی دوران جوانی اش را دیده و مدتی را با آنها سپری نمود .مهدی اخوان ثالث در سرودن شعر به سبك كلاسیك در قصیده سرایی ( به شیوه ی اساتید كهن خراسان و خاصه منوچهری ) و غزلسرایی ( ارغنون از جمله فعالیت های این دوره ی اوست ) و نیز به سبك نو ( به شیوه ی نیما ، مانند مجموعه زمستان ) طبع آزمایی كرد .اولین جایزه ای كه مهدی اخوان ثالث دریافت نمود كتاب « مسالك المحسنین » نوشته طالبوف بود ، كه افتخار الحكماء شاهرودی ( مسنن ) به سبب شعری در زمینه ی توحید و یكتایی خداوند به وی تقدیم داشت. مجموعه ی اشعار « ارغنون » مهدی اخوان ثالث در سال 1332 در مسابقه فستیوال جوانان دموكرات ، مدال طلای مسابقه را به خود اختصاص داد. البته قرار بود در فستیوال جهانی بخارست نیز شركت نماید ، كه با مانع به وجودآمده این امر میسر نگردید.

آثار :
ارغنون : اخوان در سال 1330 شمسی اولین مجموعه شعرش را با نام « ارغنون » چاپ و منتشر نمود. این مجموعه اگرچه حاوی اندیشه های بزرگ و ارجمندی نیست ، اما به عنوان اولین تجربه ی شاعر نشان از قوت و قدرت زبانی وبیانی شاعر دارد. شعرهایی كه در چاپ اول این مجموعه قرار داشت ، از لحاظ محتوایی بیشتر حال و هوای عاشقانه دارد ، در سروده ای در سال 1325 می گوید : برده دل از كف من آن خط و خالی كه تراست بارك الله بدین طرفه جمالی كه تراست دلی از سنگ مگر باشد و در من نبود كه فریبش ندهد غنج و دلالی كه تراست دیدم آن روی فریبنده و آن ابروی طاق متحیر شدم از بدر هلالی كه تراست اما در همان چاپ اول ارغنون (1330 ) برخی از شعرها نشان از تامل اجتماعی و سیاسی اخوان در جامعه و اجتماع خودش دارد ، اینكه در آن زمان دنبال راهكاری می گردد تا مردم و جامعه اش را از ظلم موجود نجات دهد. مجموعه ی ارغنون در سال های بعد با تجدیدنظر اخوان چاپ و منتشر شد ، از این رو در چاپ جدید حذف و اضافاتی در متن كتاب صورت گرفته است. [ باغ بی برگی ، یادنامه مهدی اخوان ثالث ، به اهتمام مهدی كاخی ، نشر ناشران ، چاپ اول 1370 ، ص 340 ]
زمستان : مجموعه « زمستان » را در سال 1335 چاپ و منتشر كرد ، چاپ این مجموعه آغاز حركت جدیدی در عرصه فرهنگ و هنر آن روزگار بود . روزگاری كه سكوت و سانسور بیش از هرچیز بر فضای ادبی و هنری آن حاكم بود . با چاپ مجموعة شعر زمستان ، اخوان به عنوان شاعری نیمایی شناخته شد .
آخر شاهنامه : اخوان در سال 1338 كه با ابراهیم گلستان همكاری می كرد ، مجموعه شعر « آخر شاهنامه » را به هزینه خود و با كمك ابراهیم گلستان منتشر كرد . این اثر مجموعه خوبی از شعرهای برجسته اخوان بود؛ شعر هایی چون « دریچه ها ، غزل 3 ، آخر شاهنامه ، میراث ، نادر یا اسكندر ، قاصدك ، و ... » را از این مجموعه می توان نام برد .
از این اوستا : در سال 1344 این كتاب چاپ و منتشر گردید . در موخره این دفتر مانیفست فكری ـ ادبی اخوان نیز منتشر گردید او صراحتا آیین مزدشتی را معرفی كرد . شعر هایی مانند : « كتیبه ، قصه شهر سنگستان ، مرد و مركب ، آنگاه پس از تندر ، نماز ، پیوندها و باغ ، ناگه غروب كدامین ستاره و ...
در حیاط كوچك پاییز در زندان : شامل مجموعه اشعاریست كه اخوان در زندان قصر در سال 1344 سروده است ، شعر هایی چون : « غزل 5،6،7،8 ، دریغ و درد(1 ) ، دست های خان امیر ، خوان هشتم و آدمك » در این مجموعه قرار دارد .
شكار -
بهترین امید -
درخت پیر و جنگل -

درباره وبلاگ

و‌إِن یَكادُ الّذینَ كَفَروا لَیُزلِقونَكَ بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِكرٌ لِلعَـلَمین
مدیر وبلاگ : سعید

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • فعالیت وبلاگ را در چه حد می بینید؟










نویسندگان

مترجم سایت